الغزالي

102

كيمياى سعادت ( فارسى )

آفت چهاردهم دورويى كردن در ميان دو دشمن ، چنان كه با هر يكى سخن چنان گويد كه وى را خوش آيد [ 1 ] ، و باشد كه سخن اين به آن نقل كند و سخن آن با اين ، و فرا هر يكى نمايد [ 2 ] كه من دوست توام . و اين از نمّامى بتر است . رسول ( ص ) گفت : « هر كه در اين جهان دو زبان باشد ، در آن جهان او را دو زبان آتشين باشد . » و گفت : « بترين بندگان خداى - تعالى - دو روى است . » پس بدان كه هر كه با دو دشمن مخالطت دارد ، بايد كه هر چه شنود يا خاموش باشد يا آنچه حق است مىگويد در پيش آن كس يا در پس ، تا منافق نباشد . و سخن هر يكى آن دگر را حكايت نكند ، و فرا هر يك از ايشان ننمايد كه من ياور توام . ابن عمر ( رض ) را گفتند كه ما اندر نزديك اميران شويم و سخنها چنان گوييم كه بيرون آييم چنان نگوييم . گفت : « ما اين در عهد رسول نفاق شمرديمى [ 3 ] . و هر كه وى را ضرورتى نباشد كه به نزديك سلاطين شود ، آنگه سخنى گويد كه باز پس نگويد ، منافق باشد و دو روى ، و چون ضرورتى باشد ، رخصت داده‌اند . آفت پانزدهم ستودن مردمان و ثنا گفتن و فصّالى [ 4 ] كردن . و اندر وى شش آفت است : چهار اندر گوينده و دو اندر شنونده كه ممدوح بود . اما آفت مادح يكى آن بود كه زيادت گويد و دروغ گويد و دروغزن گردد . اندر اثر است كه « هر كس در مدح مردمان افراط كند ، در قيامت وى

--> [ 1 ] در « ترجمهء احياء » سخن دو زبان است كه ميان دو تن كه يكديگر را دشمن دارند اختلاف كند و با هر يكى سخن به مراد وى گويد . ( ربع مهلكات ، 421 ) . [ 2 ] وانمود كند . [ 3 ] نسخه بدل : شمردمانى . [ 4 ] فصّال ، مدّاح مردمان به اميد صله ( منتهى الارب ) .